هادیشهر
کلیاتی در باره محال گرگر ، تاریخ و سرنوشتاین منطقه ، بزرگان ادیبان شاعران و کلاً در باره گذشته و حال و ...مطالب خواندنی گوناگون و متنوع...
نگارش در تاريخ شنبه 06 فروردین 1390 توسط hadishahr

در سرتاسر منطقه جلفا بقعه های متعددی به چشم می خورد که مدفن بابا یا پیری می باشد. باباها و پیرها چه کسانی بودند؟ بابا یا پیر در فرهنگ صوفیانه فرد برجسته ای است که دارای مریدانی می باشد و لااقل مریدانی به وسعت یک قصبه یا روستا داشته است. مردم منطقه عاشقانه بابا یا پیر را دوست می داشتند و در برخورد با مشکلات و مصایب به درگاه  او که شاید یک خانقاه بوده است پناه می بردند. بعضی از باباها و پیرها سالها و قرن ها بعد از وفاتشان محبوب و دوست داشتنی باقی مانده اند و مریدانشان این محبت را نسل اندر نسل از اجداد خود به ارث برده اند.

منبع: کمکی آراز


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه 25 اسفند 1389 توسط hadishahr

از هر نعمتی که امروز خدا به شما داده استفاده کنید . نعمت را نمیتوان پس انداز کرد . هیچ بانکی وجود ندارد که ما بتوانیم نعمت هایی را که دریافت کرده ایم ، به آن بسپاریم ، تا هر زمان که صلاح می دانیم ، از آن استفاده کنیم . اگر از نعمتها استفاده نکنید ، نعمت ها از دست میروند ،بدون اینکه بتوان دوباره آنها را بدست آورد . خدا وقتی به زندگی ما وارد می شود ، با آگاهیاز این که ما هنرمندان خلاقی هستیم ،یک روز بما گِل میدهد تا مجسمه بسازیم . روز دیگر قلم مو و بوم نقاشی یا قلم برای نوشتن بما میدهد ، ولی ما هرگز نه میتوانیم از گِل بر روی بوم نقاشی مان استفاده کنیم ، نه از قلم در مجسمه سازی . هر روز معجزه خودش را دارد . نعمت ها را بپذیرید ، کار کنید و آثار هنری کوچک خودتان را همین امروز بیافرینید . فردا نعمت های دیگری دریافت خواهید کرد

پائولوکوئیلو

نگارش در تاريخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط hadishahr

آغاز سال 1390 خورشیدی را پیشاپیش به شما هموطنان عزیز و شما بیننده عزیز تبریک عرض نموده و هدیه اینترنتی زیبایی را با موزیک شاد تقدیم مینمایم . همیشه شاد و سلامت باشید

از همینجا دانلود کنید

نگارش در تاريخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط hadishahr

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست.

قبل از شروع جلسه، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آنجاست، اما پیرمرد توجهی نكرد و روی همان صندلی نشست. جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد.

 

جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید، جای شما آنجاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت : شما فكر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟ نه جناب رییس، خوب می دانیم جایمان کدام است.

اما علت اینكه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟ او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ...

سكوتی عمیق فضای دادگاه لاهه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پایان سخنانش كمی سكوت كرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین ابتکار و حرکت، عجیب بود که تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد.

نگارش در تاريخ شنبه 14 اسفند 1389 توسط hadishahr

لطفا این متن را تاآخر بخوانید و سپس با فکر تصمیم بگیرید :

  دنیای مجازی چیست؟

روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.

مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه

نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:

- عمو... میشه کمی پول به من بدی؟

- نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.

- فقط اونقدری که بتونم نون بخرم

- باشه برات می خرم

صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.

عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم

بیارن؟


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه 13 اسفند 1389 توسط hadishahr
این شعر را با تغییر دادن قسمتهایی از شعر ( اردوبادین وصفی عندلیب قره جا داغی ) به صورت زیر در وصف هادیشهر نوشته ام با پوزش ، امیدوارم که شاعران این منطقه هم اشعارشان را برای انتشار ارسال نمایند
هادیشهرین وصفینده
هادیشهرین نه دئیم وصفی گلستانه ده یر ،
بیر عجب گوشه دی کی ، جنت رضوانه ده یر ،
هر مسافر دئیری ، هند و صفاهانه ده یر ،
ائیله شاهدلری وار حوری و غلمانه ده یر،
مختصر ، آب و هواسی بوتون ایرانه ده یر.
بوتون آرواد، کیشیسی ، کان سخاوت ، نه دئییم،
یوخدو بونلار کیمی بیر مرد شجاعت ، نه دئییم،
گؤرمه دیم بیر بئله مردان عدالت ! ، نه دئییم،
صاحب علم وهنر اؤزگه قیامت ، نه دئییم،
شاعری کان هنر ، حافظ دورانه ده یر.
اؤز پناهیندا گؤروم ساخلاسین اؤل حی معین،
یئتمه سین قامتینه آفت دوران وزمین ،
طول وئرمک نه ضرر، عرض ائدیرم مختصرین،
اؤلا بولمز بونا بیر کس کی ، نجابتده قرین،
رتبه و مرتبه سی خسرو و خاقانه ده یر.
سؤویی ترگان سؤویی داغدان گلیری ، آب حیات،
رتبه ومرتبه سی جمله دن عالی درجات ،
سویو صاف ، ایچمه گه هر جرعه سی بیر آب حیات ،
طعمی خوش ، لذتی یاخشی، مسئله قند و نبات،
بوندان آرتیق نه دئییم، گؤورمه سی،  هر یانه ده یر.
جمله اوغلانلاری نین بویلاری سرو چمنی،
گؤل کیمی نازک و زیبا چکیلیبدیر بدنی ،
کت و شلواری قره ، گورسنیر آغ پیره هنی،
یوزلری لاله تر ، یوخسا گول یاسمنی ،
فی المثل،  پرتو مهر و مه تابانه ده یر.
نه دئییم آدینی ، سیز بو گلن اوغلانه باخین،
عالمه شعله سالیبدیر ، مه تابانه باخین ،
حسن و گلزار ارم ، جنت رضوانه باخین،
بنی آدم بو دگیل ، حوری غلمانه باخین،
هر دؤنوب باخماغی یوز یوسف کنعانه ده یر.
دئسه لر گرکی ، بو سؤزلر کیمین اندیشه سی دیر،
"صادقینین" گولی تعریف ائله مک پیشه سیدی،
اللری بس دئیه سن رندلرین شیشه سیدی،
دل لری من کیمی بیر تشنه لبین توشه سیدیر ،
لبلرینین گهری لعل بدخشانه ده یر.
نگارش در تاريخ چهارشنبه 11 اسفند 1389 توسط hadishahr

کتاب بر خلاف عنوان روی جلد آن که (( روزنامه ی سفر از تبریز تا ماکو )) میباشد ، بخش اول آن که بیست و شش صفحه از شصت صفحه کتاب میباشد  به سفر سرزده ایشان از تبریز به کناره های ارس اختصاص یافته. این سفرنامه توسط مهندس مخصوص ناصرالدین شاه بنام علی ابن محمد به رشته تحریر در آمده است  . در کتاب علتی را که باعث تغییر مسیر بطرف کناره های ارس شده ، اینگونه شرح میدهد :

" پس از ظهور و بروز حالت حالیه ی مرند و قراسوران و عدم نظم آنجا از نبودن سوار و سرباز سرحد کنار ارس و حمل غله به خارج و بی نظمی آن ، نیز اخبار و اراجیف زیادی شنیده ، خیال را از رفتن به خوی منصرف  یافته ، به ملاحظه تقدم اهم بر مهم روانه سمت کنار ارس گشت (ص6)...........

شب را در قریه ذال (زال ) نزدیکی دره دزد (دره دیز ) منزل نموده ، در آنجا وقت ورود شش نفر از سربازان سر حد کنار ارس و جلفا را دیده تعجب کرد که چرا باید در سر خدمت نباشند (ص7) .....

و نیز در باب دزدی راه و صدمه ی سواران قراسواران و تلگرافچیها ، چنین میگفتند

ادامه را حتماً بخوانید ....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه‌شنبه 10 اسفند 1389 توسط hadishahr

قطران تبریزی مداح تبار گرگریان

در رابطه با اشعار و مدایح قطران تبریزی که مداح شهریاران شدادیان و روادیان که همان از تبار گرگریان می باشند و در قرن پنجم هجری بر ارّان و آذربایجان حاکمیت داشتند و قطران در دورۀ آنها می زیسته چنانکه از عادات و رسومات آن دوره بود اکثر شاعران مداحان و حکام و پادشاهان حاکم بوده اند قطران تبریزی نیز طبق سروده های مکتوب و مندرج در دیوانش اکثر سروده هایش در مدح شدادیان از جمله ابوالحسن علی لشکری و همچنین ابو منصور وهسودان ابن مملان از روادیان که در آذربایجان به مرکزیت نخجوان و تبریز و گنجه حاکمیت داشته اند اشعاری بعنوان مدح سروده است از آن جمله است غزلی مشهور و مفصل در مدح ابو منصور وهسودان که اول غزل با این شعر شروع می شود :

کسی کش دل برد جانان کسی کش جان برد جانان

که جان دارد و دلبر سبک دارد دل و جان آن

که غزلی است در سی و پنج سطر در صفحه 319 کلیات حکیم قطران در سطر بیستم چنین گوید :

پناه گرگر و گرزن ستون تخمه و لشکر

چراغ گوهر و کشور ابومنصور وهسودان

ادامه ....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه‌شنبه 10 اسفند 1389 توسط hadishahr

حاجی آقای شاپوری در وبلاگ خاطرات خود مینویسد :حاجی آقای شاپوریگرگری

بنا به شرح مندرج در کتاب شهریاران گمنام کسروی علاوه از اینکه بنام امیر وهسودان خطبه در منابر خوانده می شد وی را امیر اجل  یمین دوله و شرف المله و چشم و چراغ گرگریان می گفته اند در اینجا لازم می داند که به یک موضوع ظریف اشاره شود آن اینکه از فحوای نوشته و نظر و تحلیل مرحومین سید احمد کسروی و محمد علی تربیت چنین مستفاد می شود این دو محقق که با هم ،هم عصر بودند به نظر می رسد رقابت فکری و قلمی و تحلیلی با هم داشتند زیرا مرحوم تربیت با استناد از منابع موثق تاریخی نسبت روادیان و شدادیان و امرای آنها مملان و وهسودان ابن فضلول ابولحسن علی لشکری را به قوم گرگر که از کنار دریای سیاه مسقط الراس اصلی کوچ در حوالی کوبا و آذربایجان و اران پراکنده شده اند می دانند و اصرار علنی ندارند که این طایفه یعنی روادیان و مخصوصاً ابو منصور وهسودان از خود گرگر طرف جنوب رود ارس بوده است فی الجمله نظر می دهند که ایشان ریشه اصلی شان گرگری هستند به طوری که مرحوم کسروی در صفحه 175 کتاب شهریاران گمنام در زیر نوشت همان صفحه به صراحت نظر می دهند و به نظر مرحوم تربیت معترضند که روادیان از اهالی گرگر جنوب رود ارس نبود ه اند مرحوم تربیت یعنی به غلط چنین نظر داده اند حالا بحث را باید روشنتر باز کنیم


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه‌شنبه 10 اسفند 1389 توسط hadishahr

 این مطلب از وبلاگ آذربایجان شناسی دوست عزیزمان آقای سجاد حسینی انتخاب شده است . امید که مطالب بیشتری از ایشان در این سایت داشته باشیم

 

گرگر یکی از کلمات باستانی است که ریشه های آن را می توان در سالهای قبل از میلاد مسیح و در آثار بطلمیوس جست: این عنوان قومی ساکن در قفقاز است که با آمازون های معروف مادرسالار قرابت دارد.
در دوره های بعد نام گرگر را می توان در آثار ادبیات فارسی جستجو نمود. برخی شعرای منطقه ضمن مدح پادشاهان آذربایجان و جرزان و اران از آنها با نام شاه گرگر و گرگریان یاد کرده اند.  
درادبیات فارسی واژه گرگر به عنوان یکی از نام ها و صفتهای پروردگار به کار رفته است.  
گرگر در منابع جغرافیای تاریخی نیز به چندین منطقه و موضع جغرافیای در بخش های مختلفی از سرزمین های شرقی اطلاق گشته است . گرگر قفقاز ، گرگر جنوب ارس ، رود و بند گرگر در جنوب ایران و....

 

 


ادامه مطلب...

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران