
منظومه نشان داغی سروده عیسی ودادی گرگری
1 - نشان داغی ،
سنین باشون ساغ اولسون
کمکی کیمین سنین اوزون آغ اؤلسون
اتک لرین زیتون لارا باغ اؤلسون
بیزده ن ده بیر آیدان ایلدن یاد ایله
اوزاخ یولدا گؤیلوموزی شاد ایله
2 - نشان داغی ،
دلی جیران سرین سویی ایچنده
قفله قاطر کندیمیزده ن گئچه نده
منگه له لر آرپالاری بیچه نده
بیچین چیلر یورقونوخدان یاتوبدی
توتلوخ مسجد باشون عرشه چاتوبدی
3 - نشان داغی ،
اکین چی لر یرلرینی هشلردی
دره دیزده دئیرمانلار ایشله ردی
دئیرمانچی دورمگینی دیشله ردی
دستانالار لاواش چورک ییئردی
اصلی کرم شعرلرینی دییردی
4 – نشا ن داغی
ننه لرین گونده ، یون دریدمه سی
رنگلی جوراب یاشال لارین هورمه سی
یون لری تل ، ایپ ایلین گورمه سی
چَهره لردن چریخ چیریخ سس چیخار
ننه لرین گوزلرینن یاش چیخار
5 – نشان داغی ،
بایرام گونی تازا گوینه ک گیینده
نزیه لری یومورتانی ییینده
قوناقلارا خوش گلدییی دیینده
هاممی دئیر یوز بئله بایرام اؤلسون
غملر گئتسین طوی اؤلسون آرام اؤلسون
6 – نشان داغی ،
شیخ نصیرده قویولارا باخاندا
بئلچه سینی اؤز شالینا تاخاندا
تزلیغینان قویولارا آخاندا
اوزون ایپی اؤز بئلینه باغلاردی
ائمه دن یاد ایلیوب آغلاردی
7 - نشان داغی ،
خججه خالا سؤوزولاری ده ره نده
هر ده نده بیر دردیغینان ییینده
شیرین شیرین ناغیللاری دیینده
منه باخوب ققاچکوب گوله ردی
قؤنشولوقون قایداسینی بیلردی
8 – نشان داغی ،
اؤ زیوه نین سرین سرین چشمه سی
ال چشمه نین دورو سویون چیممه سی
حوری خالام دیندیرمه سی دینمه سی
آی دادی وار جویزلرین مه زه سی
شبسترین سرین سویا گوزه سی
9 – نشان داغی ، ئولکه میز آباد اؤلوب
یا شیانلار ئوره کلری شاد اؤلوب
شهریارین آدی بوردا یاد اؤلوب
انسانلارین قدرین بولن چوخ اُلسون
جهالت و نادانلوخلار یوخ اُلسون
تیرماه 1391 هادیشهر عیسی ودادی گرگری

بازمیل شهرگرگر کرده این روح وروان...
پیرهستی گرگری.دوراست راه کی توان
عشق گرگر گرفتد برسر کجادوراست راه...
بهر دیدار وطن گر راه دوراست می توان
عاشقم برخاک گرگرنیست درحرفم ریا...
گرگری گرپا نهد کوه نشان گرددجوان
عمرسررفته زمن اری کهنسال گشته ام...
اهل دل اهل قلم هرگز نگردد ناتوان
زادگاهم گرگراست هرگز فراموشم نشد...
این سخن را می نویسم ازنهان اید زبان
می پرستم خاک پاکش کی فراموشش کنم...
می نویسم نام گرگر به دفتر هرزمان
عمراگرفرصت دهد هردم به دیدارش روم...
راضیم پیک اجل انجا بگیرد ناگهان
می شوم همراه یارانم که انجا خفته اند...
دفن گردم شهرگرگرپیش یاران دوستان
خود نمی دانم کجامن میروم برزیرخاک...
خاک تهران خاک گرگر یادگرجای جهان
عاشقان راپیری ناید بروجود پاکشان...
عاشق است برعاشفان ان حی قادرومنان
شاعران عاشقان دل زنده اند تاهست نفس...
پیرمی گردندولی هرگزنباشندناتوان
من نیم شاعرولی بااهل دل افتاده ام...
خار هم رشدمی کندنزدیک گل درگل ستان
گررسم برشهرگرگربوسه برخاکش زنم...
پیرگشتم لیک میروم تاکه کنم یک امتحان
گر که گشتم پیر اماشمع دل پرمی زند...
بهر مردان وفا دردامن کوه نشان
یاد گرگر می کند هر روز صدرموسوی...
ازخدا خواهد که اید پیش یاران دوستان
گرگری رابیشتریاران زدنیا رفته اند...
فاتحه خواند مدام تاشاد گردد روحشان
بو شعری یازان میر رحیم صدر موسوی گرگری
قسم به ذات خداغنچه های گرگررا...
حصیر پاره وپاخورده ضعیفان را..
همان کلاه نمد پایمال اهل هنر...
دیارحومه گرگر مکان علم وهنر...
کنار رود ارس جایگاه شیران است...
تو ازطراوت کوه نشان چه میدانی...
دمی که به سینه نفس دارم ازوطن گویم...
محبت وطن اندردل عزیزان است...
مزار پاک شهیدان حومه گرگر...
هر انچه مانده ازعمرم وطن وطن گویم...

ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب...

حالا می پردازیم به اوضاع و احوال شهر بندری فعلی جلفا که بحث آن مشروحاً در نوشتار قبلی به اطلاع رسید مسلم است بعد از گذشت زمان و داشتن موقعیت حساس مرزی و ایجاد ساختمانها و موسسات و تشکیل ادارات دولتی بخصوص ایجاد ایستگاه راه آهن و اداره گمرک روزبروز بر توسعه و ترقی و آبادی آن و همچنین صادرات و واردات افزوده می شد قدر مسلم خود راه آهن دارای سازمان عریض و طویلی است که تا قبل از اتصال راه آهن کمتر رونقی در منطقه اصلاً مشهود نبود وجود ایستگاه راه آهن و بخصوص بعد ازاتصال آن در سال 1913 میلادی به تبریز شهر جلفا خودبخود بر وسعتش افزوده و وجود کارگران و کارکنان راه آهن و همچنین کارمندان و باربران شاغل در گمرک موجب افزایش جمعیتی و توسعه شهری گردید دیگر جای تردید نیست در کل سطح جهانی بنادر ورودی شهرها در اثر رفت و آمد و مبادلات تجاری در مرزها به تبع تاثیر موثری در وضع عمومی مناطق مذبور به جای گذاشته است و می گذارد که بندر جلفا نیز بنا به شرایط خاص زمانی و مکانی بعد از روی کار آمدن رضا شاه کبیر با برخورداری از کلیه مزایای شهری و بندری مرکز تجمع مردمی و تجار و نماینده خاص و کارکنان دولتی گردید چنانکه همزمان از سال 1305 تاسیس مدرسه ای 4 کلاسه بنام دبستان پهلوی در آن بندر عملی شد چنانکه در سالهای 1312 که نگارنده شخصاً به جلفا رفت و آمد داشتم خوب به خاطر دارم علاوه از ساختمانهای دولتی و حتی ساختمانهای احداثی حکام تزار که دقت نظر کلی در تحکیم بنای آنها به کار رفته بود که بسیار جالب و تمام مسئولین در آنها سکونت داشتند و همچنین بازار بسیار خوب و زیبا به شکل بازارهای فعلی قبلاً از طرف ارباب محل حسن آقای گنجه ای احداث شده بود و تنها مشکل قابل توجه محل تامین آب مشروب ساکنین آنجا بوده است ناگفته نماند عامل عمده ی توسعه شهری ایجاد و اتصال راه آهن و اداره گمرک جلفا بود تا حدی که این محل دارای موسسات بهداشتی و قرنطینه و ارتشی و دارایی و بهداری و به قدری بر آبادی آن افزوده شده بود که محل گردشگاه و تفرجگاه عمومی خصوصاً کارکنان دولتی در ایام تعطیلات هفته بود وسیله نقلیه و مسافری که همان قطار راه آهن باشد ........
ادامه مطلب...
آقای محمودی بهداری چگونه ساخته شد ؟(از ملا خداویردی هم کمی صحبت کنید.)

جناب آقاي محمودی:
ملا خداویردی از پزشکان بومی این منطقه بود.در واقع بیماری ها هم مثل بیماری های امروزی نبود مثلا :سرطان ،زونا و... وجود نداشتند.بیماریهایی مثل تب نوبi (قیز دیرما)رواج داشتند.داروی این بیماری هم گنه گنه بود،این دارو هم به صورت قرص وجود داشت و هم یه بسته باز این دارو بسیار تلخ بود.
آقای ملا خداویردی هنگام مصرف این دارو به بیماران خود گنه گنه را لای کاغذ سیگار (پاپیروس) قرار می داد و به بیماران خود می گفتند که زود آن را قورت دهند.
اما بعدها همین قرص از آسمان وارد ایران شد که روی آن قرص ها دارای پوش مناسبی بود که در مدرسه ها توزیع می شد.که هر روز یک عدد به مصرف دانش آموزان می رسید.
ادمین ها :
پس در آن زمان بیماریهایی مثل سرخک و خروسک هم وجود داشتند در سته؟
جناب آقاي محمودی :
بله هم بیماری سرخک و هم بیماری خروسک رایج بودد که در واقع من خودم هم دچار این بیماری شده بودم که به صورت مایه کوبی درمان شدم.
ادمین ها :
مهارت ملا خداویردی در چه حدی بود ؟
جناب آقاي محمودی :
ملا خداویردی کتابهایی داشت که از آنها استفاده می کرد.که این کتاب ها هم از پدر آقای میر مسعود (اسم مستعار )به جای مانده بود .که پدر آقای میر مسعود دو برادر بودند که یکی از آنها دکتر بود و دیگری روحانی
برچسبها: خاطره ها
ادامه مطلب
