هادیشهر
کلیاتی در باره محال گرگر ، تاریخ و سرنوشتاین منطقه ، بزرگان ادیبان شاعران و کلاً در باره گذشته و حال و ...مطالب خواندنی گوناگون و متنوع...
نگارش در تاريخ شنبه 24 تیر 1391 توسط hadishahr

منظومه نشان داغی سروده عیسی ودادی گرگری

 1 - نشان داغی ،

سنین باشون ساغ اولسون

کمکی کیمین  سنین اوزون آغ اؤلسون

اتک لرین زیتون لارا باغ اؤلسون

بیزده ن ده بیر آیدان  ایلدن یاد ایله

اوزاخ یولدا گؤیلوموزی شاد ایله

2 - نشان داغی ،

دلی جیران سرین سویی ایچنده

قفله قاطر کندیمیزده ن گئچه نده

منگه له لر آرپالاری بیچه نده

بیچین چیلر یورقونوخدان یاتوبدی

توتلوخ مسجد باشون عرشه چاتوبدی

3 -  نشان داغی ،

 اکین چی لر یرلرینی هشلردی

دره دیزده دئیرمانلار ایشله ردی

دئیرمانچی دورمگینی دیشله ردی

دستانالار لاواش چورک ییئردی

اصلی کرم شعرلرینی دییردی

4 – نشا ن داغی

ننه لرین گونده ، یون دریدمه سی

رنگلی جوراب یاشال لارین هورمه سی

یون لری تل ، ایپ ایلین گورمه سی

چَهره لردن چریخ چیریخ سس چیخار

ننه لرین گوزلرینن یاش چیخار

5 – نشان داغی ،

بایرام گونی تازا گوینه ک گیینده

نزیه لری یومورتانی ییینده

قوناقلارا خوش گلدییی دیینده

هاممی دئیر یوز بئله بایرام اؤلسون

غملر گئتسین طوی اؤلسون آرام اؤلسون

6 – نشان داغی ،

 شیخ نصیرده قویولارا باخاندا

بئلچه سینی اؤز شالینا تاخاندا

تزلیغینان قویولارا آخاندا

اوزون ایپی اؤز بئلینه باغلاردی

ائمه دن یاد ایلیوب آغلاردی

7 -  نشان داغی ،

خججه خالا سؤوزولاری ده ره نده

هر ده نده بیر دردیغینان ییینده

شیرین شیرین ناغیللاری دیینده

منه باخوب ققاچکوب گوله ردی

قؤنشولوقون قایداسینی بیلردی

8 – نشان داغی ،

 اؤ زیوه نین سرین سرین چشمه سی

ال چشمه نین دورو سویون چیممه سی

حوری خالام دیندیرمه سی دینمه سی

آی دادی وار جویزلرین مه زه سی

شبسترین سرین سویا گوزه سی

9 – نشان داغی ، ئولکه میز آباد اؤلوب

یا شیانلار ئوره کلری شاد اؤلوب

شهریارین آدی بوردا یاد اؤلوب

انسانلارین قدرین بولن چوخ اُلسون

جهالت و نادانلوخلار یوخ اُلسون

تیرماه 1391 هادیشهر عیسی ودادی گرگری


ادامه مطلب

 

نگارش در تاريخ شنبه 24 تیر 1391 توسط hadishahr

بازمیل شهرگرگر کرده این روح وروان...

پیرهستی گرگری.دوراست راه کی توان

عشق گرگر گرفتد برسر کجادوراست راه...

بهر دیدار وطن گر راه دوراست می توان

عاشقم برخاک گرگرنیست درحرفم ریا...

گرگری گرپا نهد کوه نشان گرددجوان

عمرسررفته زمن اری کهنسال گشته ام...

اهل دل اهل قلم هرگز نگردد ناتوان

زادگاهم گرگراست هرگز فراموشم نشد...

این سخن را می نویسم ازنهان اید زبان

می پرستم خاک پاکش کی فراموشش کنم...

می نویسم نام گرگر به دفتر هرزمان

عمراگرفرصت دهد هردم به دیدارش روم...

راضیم پیک اجل انجا بگیرد ناگهان

می شوم همراه یارانم که انجا خفته اند...

دفن گردم شهرگرگرپیش یاران دوستان

خود نمی دانم کجامن میروم برزیرخاک...

خاک تهران خاک گرگر یادگرجای جهان

عاشقان راپیری ناید بروجود پاکشان...

عاشق است برعاشفان ان حی قادرومنان

شاعران عاشقان دل زنده اند تاهست نفس...

پیرمی گردندولی هرگزنباشندناتوان

من نیم شاعرولی بااهل دل افتاده ام...

خار هم رشدمی کندنزدیک گل درگل ستان

گررسم برشهرگرگربوسه برخاکش زنم...

پیرگشتم لیک میروم تاکه کنم یک امتحان

گر که گشتم پیر اماشمع دل پرمی زند...

بهر مردان وفا دردامن کوه نشان

یاد گرگر می کند هر روز صدرموسوی...

ازخدا خواهد که اید پیش یاران دوستان

گرگری رابیشتریاران زدنیا رفته اند...

فاتحه خواند مدام تاشاد گردد روحشان

بو شعری یازان میر رحیم صدر موسوی گرگری


 

نگارش در تاريخ دوشنبه 19 تیر 1391 توسط hadishahr

تراب پاک وطن ملت وفادارش..
به خلق زمین وزمان نخواهم داد
قسم به ذات خداغنچه های گرگررا...
به گلستان تمام جهان نخواهم داد
حصیر پاره وپاخورده ضعیفان را..
.به فرش پود طلای گران نخواهم داد
همان کلاه نمد پایمال اهل هنر...
به صد کلاه وتاج کیان نخواهم داد
دیارحومه گرگر مکان علم وهنر...
به هفت گنبدو هفت اسمان نخواهم داد
کنار رود ارس جایگاه شیران است...
به خاک کل جهان بی گمان نخواهم داد
تو ازطراوت کوه نشان چه میدانی...
به عرش وفرش ویکون ومکان نخواهم داد
دمی که به سینه نفس دارم ازوطن گویم...
محال گرگری رابه هفت اسمان نخواهم داد
محبت وطن اندردل عزیزان است...
من این جماعت به کروبیان نخواهم داد
مزار پاک شهیدان حومه گرگر...
به اب زمزم وباغ جنان نخواهم دا
هر انچه مانده ازعمرم وطن وطن گویم...
به غیروطن جای دگرجان نخواهم داد
مسعود وطنی گرگری

 

نگارش در تاريخ شنبه 27 خرداد 1391 توسط hadishahr

 

نگارش در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط hadishahr

 

نگارش در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط hadishahr

حالا می پردازیم به اوضاع و احوال شهر بندری فعلی جلفا که بحث آن مشروحاً در نوشتار قبلی به اطلاع رسید مسلم است بعد از گذشت زمان و داشتن موقعیت حساس مرزی و ایجاد ساختمانها و موسسات و تشکیل ادارات دولتی بخصوص ایجاد ایستگاه راه آهن و اداره گمرک روزبروز بر توسعه و ترقی و آبادی آن و همچنین صادرات و واردات افزوده می شد قدر مسلم خود راه آهن دارای سازمان عریض و طویلی است که تا قبل از اتصال راه آهن کمتر رونقی در منطقه اصلاً مشهود نبود وجود ایستگاه راه آهن و بخصوص بعد ازاتصال آن در سال 1913 میلادی به تبریز شهر جلفا خودبخود بر وسعتش افزوده و وجود کارگران و کارکنان راه آهن و همچنین کارمندان و باربران شاغل در گمرک موجب افزایش جمعیتی و توسعه شهری گردید دیگر جای تردید نیست در کل سطح جهانی بنادر ورودی شهرها در اثر رفت و آمد و مبادلات تجاری در مرزها به تبع تاثیر موثری در وضع عمومی مناطق مذبور به جای گذاشته است و می گذارد که بندر جلفا نیز بنا به شرایط خاص زمانی و مکانی بعد از روی کار آمدن رضا شاه کبیر با برخورداری از کلیه مزایای شهری و بندری مرکز تجمع مردمی و تجار و نماینده خاص و کارکنان دولتی گردید چنانکه همزمان از سال 1305 تاسیس مدرسه ای 4 کلاسه بنام دبستان پهلوی در آن بندر عملی شد چنانکه در سالهای 1312 که نگارنده شخصاً به جلفا رفت و آمد داشتم خوب به خاطر دارم علاوه از ساختمانهای دولتی و حتی ساختمانهای احداثی حکام تزار که دقت نظر کلی در تحکیم بنای آنها به کار رفته بود که بسیار جالب و تمام مسئولین در آنها سکونت داشتند و همچنین بازار بسیار خوب و زیبا به شکل بازارهای فعلی قبلاً از طرف ارباب محل حسن آقای گنجه ای احداث شده بود و تنها مشکل قابل توجه محل تامین آب مشروب ساکنین آنجا بوده است ناگفته نماند عامل  عمده ی توسعه شهری ایجاد و اتصال راه آهن و اداره گمرک جلفا بود تا حدی که این محل دارای موسسات بهداشتی و قرنطینه و ارتشی و دارایی و بهداری و به قدری بر آبادی آن افزوده شده بود که محل گردشگاه و تفرجگاه عمومی خصوصاً کارکنان دولتی در ایام تعطیلات هفته بود وسیله نقلیه و مسافری که همان قطار راه آهن باشد در روزهای شنبه و چهارشنبه سر ساعت صبح از تبریز به جلفا و روزهای یکشنبه و پنجشنبه هر هفته هم از جلفا به تبریز مسافر پیاده و سوار می نمود و بقیه روزها هم به بارگیری و حمل محمولات تجارتی می پرداخت خوب به خاطر دارم که بلیط مسافری هر نفر با قطار راه آهن از جلفا به تبریز یک تومان و همچنینی برگشت هم به همین قیمت بود که روزهای شنبه و چهارشنبه که مسافر در ایستگاهها پیاده شب را در جلفا بیتوته و یکشنبه و پنجشنبه هم از جلفا مراجعت می نمود خلاصه این وضع با توسعه مطلوب تا آخرین روز یکشنبه دوم شهریور 1320 ادامه داشت گفتنی است که قبل از قائله شهریور 1320 محمولات صادراتی از طرف ایران در چند واگن بارگیری و توسط خود مامورین راه آهن ایران در جلفای روس تحویل می شد و همچنین محمولات وارده هم از روسیه و سایر ممالک توسط مامورین راه آهن روسیه در ایستگاه راه آهن جلفای شمال بارگیری و پس از جمل به ایران درایران تحویل و تخلیه می شد.

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 توسط hadishahr

 

حالا می پردازیم به اوضاع و احوال شهر بندری فعلی جلفا که بحث آن مشروحاً در نوشتار قبلی به اطلاع رسید مسلم است بعد از گذشت زمان و داشتن موقعیت حساس مرزی و ایجاد ساختمانها و موسسات و تشکیل ادارات دولتی بخصوص ایجاد ایستگاه راه آهن و اداره گمرک روزبروز بر توسعه و ترقی و آبادی آن و همچنین صادرات و واردات افزوده می شد قدر مسلم خود راه آهن دارای سازمان عریض و طویلی است که تا قبل از اتصال راه آهن کمتر رونقی در منطقه اصلاً مشهود نبود وجود ایستگاه راه آهن و بخصوص بعد ازاتصال آن در سال 1913 میلادی به تبریز شهر جلفا خودبخود بر وسعتش افزوده و وجود کارگران و کارکنان راه آهن و همچنین کارمندان و باربران شاغل در گمرک موجب افزایش جمعیتی و توسعه شهری گردید دیگر جای تردید نیست در کل سطح جهانی بنادر ورودی شهرها در اثر رفت و آمد و مبادلات تجاری در مرزها به تبع تاثیر موثری در وضع عمومی مناطق مذبور به جای گذاشته است و می گذارد که بندر جلفا نیز بنا به شرایط خاص زمانی و مکانی بعد از روی کار آمدن رضا شاه کبیر با برخورداری از کلیه مزایای شهری و بندری مرکز تجمع مردمی و تجار و نماینده خاص و کارکنان دولتی گردید چنانکه همزمان از سال 1305 تاسیس مدرسه ای 4 کلاسه بنام دبستان پهلوی در آن بندر عملی شد چنانکه در سالهای 1312 که نگارنده شخصاً به جلفا رفت و آمد داشتم خوب به خاطر دارم علاوه از ساختمانهای دولتی و حتی ساختمانهای احداثی حکام تزار که دقت نظر کلی در تحکیم بنای آنها به کار رفته بود که بسیار جالب و تمام مسئولین در آنها سکونت داشتند و همچنین بازار بسیار خوب و زیبا به شکل بازارهای فعلی قبلاً از طرف ارباب محل حسن آقای گنجه ای احداث شده بود و تنها مشکل قابل توجه محل تامین آب مشروب ساکنین آنجا بوده است ناگفته نماند عامل  عمده ی توسعه شهری ایجاد و اتصال راه آهن و اداره گمرک جلفا بود تا حدی که این محل دارای موسسات بهداشتی و قرنطینه و ارتشی و دارایی و بهداری و به قدری بر آبادی آن افزوده شده بود که محل گردشگاه و تفرجگاه عمومی خصوصاً کارکنان دولتی در ایام تعطیلات هفته بود وسیله نقلیه و مسافری که همان قطار راه آهن باشد ........


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391 توسط hadishahr
ادمین ها :
آقای محمودی بهداری چگونه ساخته شد ؟(از ملا خداویردی هم کمی صحبت کنید.)
جناب آقاي محمودی:
ملا خداویردی از پزشکان بومی این منطقه بود.در واقع بیماری ها هم مثل بیماری های امروزی نبود مثلا :سرطان ،زونا و... وجود نداشتند.بیماریهایی مثل تب نوبi (قیز دیرما)رواج داشتند.داروی این بیماری هم گنه گنه بود،این دارو هم به صورت قرص وجود داشت و هم یه بسته باز این دارو بسیار تلخ بود.
آقای ملا خداویردی هنگام مصرف این دارو به بیماران خود گنه گنه را لای کاغذ سیگار (پاپیروس) قرار می داد و به بیماران خود می گفتند که زود آن را قورت دهند.
اما بعدها همین قرص از آسمان وارد ایران شد که روی آن قرص ها دارای پوش مناسبی بود که در مدرسه ها توزیع می شد.که هر روز یک عدد به مصرف دانش آموزان می رسید.
ادمین ها :
پس در آن زمان بیماریهایی مثل سرخک و خروسک هم وجود داشتند در سته؟
جناب آقاي محمودی :
بله هم بیماری سرخک و هم بیماری خروسک رایج بودد که در واقع من خودم هم دچار این بیماری شده بودم که به صورت مایه کوبی درمان شدم.
ادمین ها :
مهارت ملا خداویردی در چه حدی بود ؟
جناب آقاي محمودی :
ملا خداویردی کتابهایی داشت که از آنها استفاده می کرد.که این کتاب ها هم از پدر آقای میر مسعود (اسم مستعار )به جای مانده بود .که پدر آقای میر مسعود دو برادر بودند که یکی از آنها دکتر بود و دیگری روحانی

 


برچسب‌ها:
خاطره ها
ادامه مطلب
نگارش در تاريخ یکشنبه 27 فروردین 1391 توسط hadishahr

قسمت دیگری از خاطرات حاجی آقای شاپوری گرگری
چون بحث ما راجع به شناساندن جلفا و سوابق تاریخی و ریشه ای آن بود چه باید کرد به قول مثل معروف الکلام یجر الکلام سخن به درازا کشید با عرض معذرت اشاره چند نکته دیگر را که در شناساندن کلمه ی جلفا و سابقه ی آن تاثیر می باشد به این نکته اشاره کنم برای اثبات مدعای خود در اینکه بافنده را جلفا می گویند مشخص است در طرف شرق هادیشهر قریه ای است به نام سیه سران که دارای مردمان سخت کوش و پر تلاش و هوشیار که اکثر کسب و کار آنان از راه بافندگی بوده است بدین منظور که آنان پنبه های نوبت سوم و چهارم را که از مرغوبیت ممتاز برخوردار نبوده اند از محله ی جنوبی هادیشهر فعلی که سابقاً گرگر نامیده می شد و اهالی آن اکثراً به کاشت و برداشت محصول پنبه دانه اشتغال داشتند پنبه دانه های درجه اول و دوم ممتاز خود را به تجار شمال شهر که سابقاً علمدار نامیده می شد به قیمت گزاف می فروختند و نوبت سوم و چهارم را اکثر ساکنین سیه سران می خریدند و از آن کرپاس تهیه و به فروش می رسانیدند نفع کلانی عادیشان می شد مسلم است که اینان که پنبه دانه را می خریدند اول با دستگاهی که آن را در زبان محلی جیرق می گفتند دانه را از پنبه سوا می کردند سپس پنبه را با دستگاه مخصوصی که آن را هم در محل حلاج می گفتند باز می نمودند که برای ریستن آسان شود همان پنبه ی حلاجی شده را هم در دستگاهی که در محل آن را جهره که همان دوک می باشد تبدیل به نخ می نمودند و همان نخ را هم با دستگاه مخصوص دیگر به کرپاس تبدیل و دربازرهای تبریز در معرض فروش می گذاشتند به طور کلی آن افرادی که دارای همه این ابزار بود او را جلفا می گفتند واز اعتبار و امتیاز و شخصیت عالی برخوردار می بود و می گفتند فلانی داراری امتیاز است که او جلفا است این هم یک تعبیری از جلفا چون بحث ما در این رابطه شناساندن جلفا و سوابق تاریخی و ریشه ای آن بود که اشاره کردیم در جنوب رود ارس هیچ آبادی به نام جلفا از قدیم نبوده است اثبات مدعای ما به دلایل زیر می باشد :
1- آنانکه به تاریخ گذشته آذربایجان و احداث پل بر روی رود ارس و تاریخ آن که از مبدأ تا مصب دارای پل های متعددی است با خبر می باشند که در تاریخ قرن چهارم پلی بر روی رود ارس توسط ضیاالملک نخجوانی در نزدیک پاسگاه شاه عباس فعلی غرب جلفا زده شده است که آثار و بقایای آن فعلاً موجود است و در آن تاریخ ذکر نموده اند که این پل در غرب قلعه گرگر احداث شده در صورتی که حالا آن املاک متعلق به اهالی قریتین شجاع و شاهمار می باشد و اگر آبادی به نام جلفا بوده قطعا اشاره می شد
2- چنانکه در روزنامه های فعلی بعضاً در حل جدول ها مشاهده شده حالیه جلفا را شهری که قبرستان ندارد نام می برند که اگر اینجا قدمت تاریخی داشته باشد قبرستان هم باید بنام آن محل وجود داشته است
3- از همه بارزتر و مهمتر آنان که به کلیسا برای زیارت و گردش رفته اند مشاهده نموده اند در بالای سر در ورودی کلیسا سنگ نوشته ای است دال بر اینکه عباس میرزای قاجار ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده قشون ایران کلیسا و حول حوش آن که مراتع و چراگاهی متعلق به آن کلیسا را شاهزاده مرحوم از مهبل بیگ نخجوانی که مالک آن قریه بوده خریداری نموده به مبلغ 300 تومان که در سنگ نوشته* 3 صد تومان نوشته شده است و تاریخ آن سنگ نوشته هم 1247 قمری چهار سال بعد از عقد قرارداد ننگین ترکمن چای می باشد و قطعاً شاه عباس میرزا در دوره تسلط ایران قبل از قرارداد مزبور آنجا را خریداری نموده است و سندی ابتیایی دقیق و صحیح آن در موزۀ خلیفه گری ارامنه آذربایجان موجود است که در آن سند به طور مشخص به حدودآن اشاره شده که شمالاً رود ارس غربا و جنوبا ماکو و شرقاً گرگر می باشد اسمی از سایر آبادی برده نشده است .
....و اما به وجود آمدن جلفا چون بعد از شکست ایران و تعیین مرز یکی از افراد گردن کلفت اتباع شوروی به نام حسن آقا گنجه ای که در گنجه به نام محمد اوف ها مشهورند در طرف ایران دارای اربابیت چندین پارچه آبادی و حتی شجاع و حق وردی آباد و حاج گلی و زاویه و داران جزو املاک ایشان بوده البته در سایر نقاط آذربایجان هم ارباب چندین آبادی بزرگ و کوچک بوده است با توجه به اینکه در آتیه این محل به علت واقع شدن در حساس ترین نقطه مرزی پیش بینی رونق تجاری و تردد عمومی خواهد بود مبادرت به احداث بازار و چندین ساختمان در ملک خود در همین محلی که جلفا می باشد نموده بود و حتی سوابق احداث ساختمانهایی گمرک جلفا هم بر می گردد به سال 1328 هجری قمری توسط بلژیکی ها که اراضی آنها هم متعلق به اراضی و مراتع شجاع ملک اربابی همین حسن آقای گنجه ای بعد از آنکه صدور ورقه هویت شناسنامه به افراد الزامی می شود و این حسن آقا مجبور می خواهد به تبعیت ایران در آید املاک متصرفی خود در شجاع . شاهمار و حتی غنات حاج گلی و ساختمانهای احداثی خود در جلفا را به دولت واگذار می کند بدون اینکه دیناری پول دریافت کند و دولت هم با تبعیت او موافقت می نماید و سپس که در سال 1311 موضوع صدور شناسنامه به املاک و مستغلات و اراضی این منطقه بنام ناحیه 13 دهستان علمدار گرگر موافقت می گردد مستغلات احداثی در جلفا بنام جلفا با شماره 13 در دفاتر مندرج می شود در هیچ نوشته و تاریخی بوجود محلی بنام جلفا در جنوب رود ارس نبوده است همچنین آنانکه با تاریخ سر و کار دارند اگر به تاریخ سومین سفر ناصر الدین شاه به فرنگستان که در رمضان سال 1295 هجری قمری با کالسکه از تهران تا پاریس را شخصاً یادداشت نموده مطالعه کنند که بعد از آنکه از تبریز و صوفیان و مرند و گلین قیه و پس از عبور از دره دره دیز و  خیمه زدن در جنب طاحونه حاج الله وردی در طرف شرق محل خروجی دره دیز و توقف چند روزه که آماده مسافرت برای گذشتن از روی پل رود ارس می باشد اظهار می دارد که امروز به کناره رود ارس می رویم و هیچ اشاره ای به بودن جلفا نیز و همینطور با ملتزمین رکاب در محلی که از آنجا مسافرین با قایق از روی رود ارس عبور می کردند ایشان صراحتاً می نویسد که ما هم با قایق حاج خانم گرگری حاکم گرگر* که اصلا لیوارجانی است از روی رود ارس گذشتیم بنا به دلایل مزبور جلفا شهری است جدید الاحداث .

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران