هادیشهر
کلیاتی در باره محال گرگر ، تاریخ و سرنوشتاین منطقه ، بزرگان ادیبان شاعران و کلاً در باره گذشته و حال و ...مطالب خواندنی گوناگون و متنوع...
نگارش در تاريخ دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط hadishahr
نگارش در تاريخ دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط hadishahr

ryNgcY on Make A Gif, Animated Gifs

 
نگارش در تاريخ دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط hadishahr

Z9_z4v on Make A Gif, Animated Gifs

میلاد با سعادت رسول خوبی ها حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع) بنیان گذار شیعه جعفری بر همه ی مسلمانان و دوستداران مبارک و فرخنده باشد .

نگارش در تاريخ دوشنبه 09 بهمن 1391 توسط hadishahr

مطلع شدیم همشهری هنرمند شاعرمان بنام آقای عیسی کدیور علمداری ،که مدتها در مشهدمقدس بصورت گمنام زندگی میکرده ، دار فانی را وداع گفته و بهسرای باقی شتافته ضمن عرض تسلیت به خانواده های محترم کدیور نمونه ی کوتاهی از اشعارش را در زیر می آوریم . از کسانی که اطلاعات بیشتری از زندگی و اشعار و... دارند در قسمت نظرات با خبرمان کنند .

آی غریب مملکت آی سئودییم یار...........

 ده مه کی من بورا آزیب گلمیشم

هرنه ایله میشم آللاهیم بولور .....................

 اوردا دفتریمی یازیب گلمیشم

اوزون بول، اوزگویه بولدورمه منی ................

آغلادا آغلادا گولدورمه منی

آی آللاه غربتده اولدورمه منی .......

وطنده قبریمی قازیب گلمیشم

 

نگارش در تاريخ شنبه 24 تیر 1391 توسط hadishahr

منظومه نشان داغی سروده عیسی ودادی گرگری

 1 - نشان داغی ،

سنین باشون ساغ اولسون

کمکی کیمین  سنین اوزون آغ اؤلسون

اتک لرین زیتون لارا باغ اؤلسون

بیزده ن ده بیر آیدان  ایلدن یاد ایله

اوزاخ یولدا گؤیلوموزی شاد ایله

2 - نشان داغی ،

دلی جیران سرین سویی ایچنده

قفله قاطر کندیمیزده ن گئچه نده

منگه له لر آرپالاری بیچه نده

بیچین چیلر یورقونوخدان یاتوبدی

توتلوخ مسجد باشون عرشه چاتوبدی

3 -  نشان داغی ،

 اکین چی لر یرلرینی هشلردی

دره دیزده دئیرمانلار ایشله ردی

دئیرمانچی دورمگینی دیشله ردی

دستانالار لاواش چورک ییئردی

اصلی کرم شعرلرینی دییردی

4 – نشا ن داغی

ننه لرین گونده ، یون دریدمه سی

رنگلی جوراب یاشال لارین هورمه سی

یون لری تل ، ایپ ایلین گورمه سی

چَهره لردن چریخ چیریخ سس چیخار

ننه لرین گوزلرینن یاش چیخار

5 – نشان داغی ،

بایرام گونی تازا گوینه ک گیینده

نزیه لری یومورتانی ییینده

قوناقلارا خوش گلدییی دیینده

هاممی دئیر یوز بئله بایرام اؤلسون

غملر گئتسین طوی اؤلسون آرام اؤلسون

6 – نشان داغی ،

 شیخ نصیرده قویولارا باخاندا

بئلچه سینی اؤز شالینا تاخاندا

تزلیغینان قویولارا آخاندا

اوزون ایپی اؤز بئلینه باغلاردی

ائمه دن یاد ایلیوب آغلاردی

7 -  نشان داغی ،

خججه خالا سؤوزولاری ده ره نده

هر ده نده بیر دردیغینان ییینده

شیرین شیرین ناغیللاری دیینده

منه باخوب ققاچکوب گوله ردی

قؤنشولوقون قایداسینی بیلردی

8 – نشان داغی ،

 اؤ زیوه نین سرین سرین چشمه سی

ال چشمه نین دورو سویون چیممه سی

حوری خالام دیندیرمه سی دینمه سی

آی دادی وار جویزلرین مه زه سی

شبسترین سرین سویا گوزه سی

9 – نشان داغی ، ئولکه میز آباد اؤلوب

یا شیانلار ئوره کلری شاد اؤلوب

شهریارین آدی بوردا یاد اؤلوب

انسانلارین قدرین بولن چوخ اُلسون

جهالت و نادانلوخلار یوخ اُلسون

تیرماه 1391 هادیشهر عیسی ودادی گرگری


ادامه مطلب

 

نگارش در تاريخ شنبه 24 تیر 1391 توسط hadishahr

بازمیل شهرگرگر کرده این روح وروان...

پیرهستی گرگری.دوراست راه کی توان

عشق گرگر گرفتد برسر کجادوراست راه...

بهر دیدار وطن گر راه دوراست می توان

عاشقم برخاک گرگرنیست درحرفم ریا...

گرگری گرپا نهد کوه نشان گرددجوان

عمرسررفته زمن اری کهنسال گشته ام...

اهل دل اهل قلم هرگز نگردد ناتوان

زادگاهم گرگراست هرگز فراموشم نشد...

این سخن را می نویسم ازنهان اید زبان

می پرستم خاک پاکش کی فراموشش کنم...

می نویسم نام گرگر به دفتر هرزمان

عمراگرفرصت دهد هردم به دیدارش روم...

راضیم پیک اجل انجا بگیرد ناگهان

می شوم همراه یارانم که انجا خفته اند...

دفن گردم شهرگرگرپیش یاران دوستان

خود نمی دانم کجامن میروم برزیرخاک...

خاک تهران خاک گرگر یادگرجای جهان

عاشقان راپیری ناید بروجود پاکشان...

عاشق است برعاشفان ان حی قادرومنان

شاعران عاشقان دل زنده اند تاهست نفس...

پیرمی گردندولی هرگزنباشندناتوان

من نیم شاعرولی بااهل دل افتاده ام...

خار هم رشدمی کندنزدیک گل درگل ستان

گررسم برشهرگرگربوسه برخاکش زنم...

پیرگشتم لیک میروم تاکه کنم یک امتحان

گر که گشتم پیر اماشمع دل پرمی زند...

بهر مردان وفا دردامن کوه نشان

یاد گرگر می کند هر روز صدرموسوی...

ازخدا خواهد که اید پیش یاران دوستان

گرگری رابیشتریاران زدنیا رفته اند...

فاتحه خواند مدام تاشاد گردد روحشان

بو شعری یازان میر رحیم صدر موسوی گرگری


 

نگارش در تاريخ دوشنبه 19 تیر 1391 توسط hadishahr

تراب پاک وطن ملت وفادارش..
به خلق زمین وزمان نخواهم داد
قسم به ذات خداغنچه های گرگررا...
به گلستان تمام جهان نخواهم داد
حصیر پاره وپاخورده ضعیفان را..
.به فرش پود طلای گران نخواهم داد
همان کلاه نمد پایمال اهل هنر...
به صد کلاه وتاج کیان نخواهم داد
دیارحومه گرگر مکان علم وهنر...
به هفت گنبدو هفت اسمان نخواهم داد
کنار رود ارس جایگاه شیران است...
به خاک کل جهان بی گمان نخواهم داد
تو ازطراوت کوه نشان چه میدانی...
به عرش وفرش ویکون ومکان نخواهم داد
دمی که به سینه نفس دارم ازوطن گویم...
محال گرگری رابه هفت اسمان نخواهم داد
محبت وطن اندردل عزیزان است...
من این جماعت به کروبیان نخواهم داد
مزار پاک شهیدان حومه گرگر...
به اب زمزم وباغ جنان نخواهم دا
هر انچه مانده ازعمرم وطن وطن گویم...
به غیروطن جای دگرجان نخواهم داد
مسعود وطنی گرگری

 

نگارش در تاريخ شنبه 27 خرداد 1391 توسط hadishahr

 

نگارش در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط hadishahr

 

نگارش در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط hadishahr

حالا می پردازیم به اوضاع و احوال شهر بندری فعلی جلفا که بحث آن مشروحاً در نوشتار قبلی به اطلاع رسید مسلم است بعد از گذشت زمان و داشتن موقعیت حساس مرزی و ایجاد ساختمانها و موسسات و تشکیل ادارات دولتی بخصوص ایجاد ایستگاه راه آهن و اداره گمرک روزبروز بر توسعه و ترقی و آبادی آن و همچنین صادرات و واردات افزوده می شد قدر مسلم خود راه آهن دارای سازمان عریض و طویلی است که تا قبل از اتصال راه آهن کمتر رونقی در منطقه اصلاً مشهود نبود وجود ایستگاه راه آهن و بخصوص بعد ازاتصال آن در سال 1913 میلادی به تبریز شهر جلفا خودبخود بر وسعتش افزوده و وجود کارگران و کارکنان راه آهن و همچنین کارمندان و باربران شاغل در گمرک موجب افزایش جمعیتی و توسعه شهری گردید دیگر جای تردید نیست در کل سطح جهانی بنادر ورودی شهرها در اثر رفت و آمد و مبادلات تجاری در مرزها به تبع تاثیر موثری در وضع عمومی مناطق مذبور به جای گذاشته است و می گذارد که بندر جلفا نیز بنا به شرایط خاص زمانی و مکانی بعد از روی کار آمدن رضا شاه کبیر با برخورداری از کلیه مزایای شهری و بندری مرکز تجمع مردمی و تجار و نماینده خاص و کارکنان دولتی گردید چنانکه همزمان از سال 1305 تاسیس مدرسه ای 4 کلاسه بنام دبستان پهلوی در آن بندر عملی شد چنانکه در سالهای 1312 که نگارنده شخصاً به جلفا رفت و آمد داشتم خوب به خاطر دارم علاوه از ساختمانهای دولتی و حتی ساختمانهای احداثی حکام تزار که دقت نظر کلی در تحکیم بنای آنها به کار رفته بود که بسیار جالب و تمام مسئولین در آنها سکونت داشتند و همچنین بازار بسیار خوب و زیبا به شکل بازارهای فعلی قبلاً از طرف ارباب محل حسن آقای گنجه ای احداث شده بود و تنها مشکل قابل توجه محل تامین آب مشروب ساکنین آنجا بوده است ناگفته نماند عامل  عمده ی توسعه شهری ایجاد و اتصال راه آهن و اداره گمرک جلفا بود تا حدی که این محل دارای موسسات بهداشتی و قرنطینه و ارتشی و دارایی و بهداری و به قدری بر آبادی آن افزوده شده بود که محل گردشگاه و تفرجگاه عمومی خصوصاً کارکنان دولتی در ایام تعطیلات هفته بود وسیله نقلیه و مسافری که همان قطار راه آهن باشد در روزهای شنبه و چهارشنبه سر ساعت صبح از تبریز به جلفا و روزهای یکشنبه و پنجشنبه هر هفته هم از جلفا به تبریز مسافر پیاده و سوار می نمود و بقیه روزها هم به بارگیری و حمل محمولات تجارتی می پرداخت خوب به خاطر دارم که بلیط مسافری هر نفر با قطار راه آهن از جلفا به تبریز یک تومان و همچنینی برگشت هم به همین قیمت بود که روزهای شنبه و چهارشنبه که مسافر در ایستگاهها پیاده شب را در جلفا بیتوته و یکشنبه و پنجشنبه هم از جلفا مراجعت می نمود خلاصه این وضع با توسعه مطلوب تا آخرین روز یکشنبه دوم شهریور 1320 ادامه داشت گفتنی است که قبل از قائله شهریور 1320 محمولات صادراتی از طرف ایران در چند واگن بارگیری و توسط خود مامورین راه آهن ایران در جلفای روس تحویل می شد و همچنین محمولات وارده هم از روسیه و سایر ممالک توسط مامورین راه آهن روسیه در ایستگاه راه آهن جلفای شمال بارگیری و پس از جمل به ایران درایران تحویل و تخلیه می شد.

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب...

صفحه قبل123...18صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران